توصیه های طب سنتی برای فصل زمستان و درمان آنوفلانزای نوع آ

توصیه های طب سنتی برای فصل زمستان و درمان آنوفلانزای نوع آ

در این یادداشت راه پیشگیری و درمان سرماخوردگی و آنفولانزا و توصیه های دیگری بیان می شود. این یادداشت در واقع بازنویسی یک یادداشت قدیمی تر است.

فصل زمستان، مزاج سرد و تر دارد و اگر چه سرما در آن گاهی بیشتر از پاییز است اما چون علی القاعده ما انتظار بارندگی و رطوبت بیشتری در آن داریم، سرماخوردگی و بیماری در آن نسبت به پاییز کمتر است. چرا که پاییز مزاج سرد و خشک دارد و استعداد ابتلا به سرماخوردگی را افزایش می دهد.

1- نخست باید دانست که میوه حاکم بر این فصل کدام است. میوه فصل پاییز، انار بود که زمان آن منقضی شده است. میوه های حاکم بر فصل زمستان، مرکبات (لیمو، پرتقال، نارنگی و…) هستند. شاید لیموشیرین از همه بهتر باشد. البته از سیب و به هم مثل همیشه نباید غافل بود. ما با توجه به ضعف دستگاه گوارش در بسیاری از مردم از جمله سالمندان، ترکیبات پخته شده این میوه ها را البته به صورت طبیعی توصیه می کنیم. یکی از بهترین کارهایی که با این میوه ها می توان انجام داد، درست کردن شربت مویز است که قبلاً در بخش درمان کم خونی طرز تهیه آن گفته شد. این شربت برای همه مفید است. البته بیماران دیابتی قبل از مصرف با پزشک متخصص طب سنتی مشورت کنند.

2- بطور کلی در فصل زمستان باید مصرف سردی های شدید مانند ترشی ها به حداقل برسد و مصرف گرمی ها مانند گوشت گوسفند به حداکثر برسد. چرا که سرمای فصل بر سرمای بدن تأثیر گذار است.

3- تعریف: از نظر طب سنتی سرماخوردگی یک بیماری است که علت ابتلا به آن آلودگی های مغز و سینوسها و جمجمه و نازل شدن آن در بینی ها و حلق است. اگر در بینی نازل شود در طب سنتی به آن زکام می گویند. اگر وارد حلق شود به آن «نزله سرد» می گویند. نزله زمانی است که این خلط ها بیماری زا باشند، ولی اگر خلط سالم باشد، بیماری ایجاد نمی شود. در واقع وجود این خلط ها باعث می شود گلوی ما همیشه تر باشد و بتوانیم صحبت کنیم. نزله همیشه سرد نیست و گاهی گرم است، در این صورت استفاده از داروهای نزله سرد می تواند بیماری را تشدید کند. علامت نزله گرم، سرخ شدن چشم و صورت و سوزش بینی بر اثر خلط وارد شده است. پرهیزهای بین نزله گرم و سرد معمولاً یکی هستند. برای درمان نزله گرم، استفاده از بخور، تنقیه، چکاندن روغنهای سرد مانند روغن نیلوفر و کدو در بینی، خوردن عناب و مسهل سرد و… مفید است. از نظر طب سنتی، درمان نزله و زکام، نه به صورت خودبخود از طرف بدن انجام می شود و نه با مصرف کیلویی داروهای شیمیایی. نزله ام الامراض هم خوانده می شود چرا که درمان نکردن آن باعث می شود تا هر بار عفونتهایی در بخشهای مختلف بدن، مثلاً سینوس ها باقی بمانند و باعث بیماریهای مزمن جدید شوند و نیز سرماخوردگیهای شما بیشتر و طولانی تر شوند. همچنین با وارد شدن به معده باعث ایجاد عفونتهای معده می شوند و با ایجاد گاز در معده و ورود آنها به مغز باعث ابتلای مکرر به نزله می شود. (جز این که از معده انواع بیماریهای داخلی ایجاد می شوند) همچنین ممکن است نزله ها وارد ریه شوند و عفونتهای خطرناک ریوی ایجاد کند. من ابتدا درمان پایه سرماخوردگی را برای سرماخوردگی های معمولی عرض می کنم. امروزه اکثر ما ایرانی ها حداقل مبتلا به نزله خفیف هستیم. هر کسی که به سردردهای سینوسی مبتلاست و پشت حلق خود احساس خلط می کند، گرفتار نزله است. برای جلوگیری از سرماخوردگی ها، باید نزله ها درمان شوند و سینوزیت ریشه کن شود. همچنین باید به ویژه کودکان پوشش مناسبی در ناحیه سر داشته باشند. کلاه، شال گردن و روغن مالی گرم در ناحیه سر و پهلوها، همچنین غذای سالم و گرم، از سرماخوردگی جلوگیری می کند.

4- درمان حداقلی: درمان حداقلی سرماخوردگی عبارت است از: 1- خوردن روزانه حداقل سه نوبت دم کرده یا جوشانده نعنا یا پونه یا آویشن؛ 2- غرغره کردن با آب نمک(حتی الامکان نمک ارگانیک) 6 ساعت یکبار 3- بخور دادن با گیاهانی که عفونت زدایی می کنند (به روش درمان سینوزیت مراجعه کنید برای بهترین راه بخور) 4- پرهیز از خوردن: شیره انگور یا دوشاب (هر چند در حالت سلامت غذای مفید و پیشگیری کننده است)، غذای چرب، سرخ کردنی، فست فود، نوشیدنی های سرد و اغلب سردی ها مانند غذاهای ترش و ماست  5- خوردن شربت عسل و سیاهدانه (یک قاشق مرباخوری سیاهدانه و یک قاشق غذاخوری عسل مرغوب با آبجوش) به صورت ناشتا در صورت ابتلا به سرفه شدید. 6- در صورت امکان استفاده از میوه های حاکم بر فصل (انار، سیب، لیمو شیرین…)

5- اما درمان قطعی سرماخوردگی های عمیق و مزمن که مثلاً بعد از عمل جراحی یا یک سانحه یا عفونتهای مزمن در بدن ایجاد می شود، بر اساس نظر استاد سید محمد موسوی به این شکل است (نقل قول مستقیم از سایت پیک شفا):

صبح ناشتا: بارهنگ، تخم شربتی، قدومه، بالنگو، نیلوفر، بابونه، بادرنجبویه، عناب، گل سرخ، پرسیاوشان، زرشک آبی و تخم کرفس هر کدام 5گرم. داروها را مخلوط و نیم کوب کرده هر بار یک قاشق غذاخوری در 2 لیوان آب روی شعله ملایم بجوشانید تا یک لیوان بماند صاف کنید و با شکر قرمز یا شکر کمی شیرین کرده و میل کنید؛ می توانید دارو را به صورت دم کرده نیز تهیه کنید

جوشاندنی روزی 3 بار 1/5 ساعت بعد از هرغذا: بارهنگ، قدومه، آویشن، گل ختمی، پنیرک، زوفا، اسطوخودوس یا مرزنجوش، تخم گشنیز و بنفشه  می‌توانید طبق دستور داروی صبح ناشتا آماده و هر بار یک لیوان میل کنید و یا 3 قاشق غذاخوری از مخلوط نیم کوب شده دارو را در 3 لیوان آب جوش در فلاسک ریخته و بگذارید به مدت 1 ساعت بماند. سپس در طول روز 3 مرتبه هر بار یک لیوان میل کنید

رژیم غذایی  هر روز از سوپ و شورواهای گرم از جمله
سوپ گشنیز: سبزی گشنیز، اسفناج یا برگ چغندر، عدس، کمی برنج، یک حبه سیر، پیاز، ماهیچه گوسفند یا مرغ خانگی بدون چربی، کمی فلفل قرمز، نمک و زردچوبه
پرهیز غذایی شامل: ماست، ترشی، آب یخ، بستنی، سرخکردنی، نوشابه، کله پاچه، خربزه و انگور. غذاهای پرچرب، روغن های مایع و جامدنباتی، سوسیس و کالباس، نوشابه، چیپس، پفک و بطور کلی اغذیه بسته بندی.

 بخور محیطی:مقداری تخم گشنیز و آویشن و نعناع و مرزنجوش و اکالیپتوس را با مقداری آب در اتاق آرام آرام بجوشانید تا محیط خانه را ضدعفونی نماید. اگر هر روز مقداری اسفند و پوست پیاز و کندر و امثال آن در خانه دود کنید بسیار مفید خواهد بود.

بخور مستقیم:تخم گشنیز 200گرم، نعناع و پونه هر کدام 50گرم نیم کوب و مخلوط کنید. هر شب یک استکان در ظرف آب بجوشانید و به مدت 10 دقیقه زیر چادر بخور دهید. سپس با آب ولرم شده بخور داخل بینی استنشاق کنید و پس از آن در هر سوراخ بینی یک قطره روغن بنفشه بادام بچکانید

 آب سیب، آب هندوانه، آب لیمو شیرین روزی 3 لیوان از مخلوط آب میوه ها میل کنید. این سه نوع آب میوه برای کنترل تب در سرماخوردگی و ضد التهاب است که در صورت تب بالا میزان آن را به نسبت میزان بالا بودن تب باید افزایش داد. آب میوه ها غیر بسته بندی و تازه تهیه شود.

روزی 7 عدد انجیر خشک بصورت پخته میل کنید.

 روزی 7 الی 8بار با عرق آویشن غرغره کنید. غرغره آن از صبح که شروع شود تا شب به درمان کامل عفونت گلو می انجامد و بهترین روش برای درمان سرفه است.

6- پیشگیری و درمان آنفولانزای خوکی یا نوع آ. (Swine flu)

ابتدا دقت کنید که ویروس در طب سنتی تعریف دقیقی ندارد ولی امر پذیرفته شده ای است. با اینحال اساتید طب سنتی همچنان معتقد هستند که راه اصلی درمان بیماریهای ویروسی، نه مبارزه با ویروس که مبارزه با بستر بیماری هاست که از طریق اخلاط ایجاد می شود. آنفولانزا بر خلاف سرماخوردگی یک بیماری ویروسی تعریف شده است که البته اغلب علائم آن شبیه سرماخوردگی است، اما می تواند خطرناک هم باشد. چنان که شنیده اید، واکسن آنفولانزای نوع آ. که در ایران استفاده می شود، دارای عوارض محتمل خطرناکی، حتی در حد مرگ است و دلیل رواج آن در کشور ما تجاری است و نه طبی.

راه پیشگیری از آنفولانزای نوع آ. و درمان آن را از نظر استاد مهدی شیخ کاظمی (به نقل از کانال ایشان) نقل می کنیم:

« برای پیشگیری
سه روز صبح پشت سر هم به صورت ناشتا سه قاشق معجون رضوی بخورید یا یک قاشق از معجون را دریک لیوان آب گرم حل کرده به همراه کمی آبلیموی تازه میل کنید، روزی دو بار منزل ومحل کار ر را با اسفند ضد عفونی کنید، چندین بار در روز و حتماً بلافاصله بعد از دست دادن با اشخاص مشکوک به بیماری دستها را با صابون بشوئید و با کمی عرق آویشن ماساژ دهید و در صورت وجود شرایط مناسب حجامت کنید، وحتی المقدور از روبوسی با افراد اجتناب کنید، از قرار گرفتن درمعرض تغییر درجه ناگهانی هوا اجتناب کنید یعنی اگر در محیط گرم قرار دارید ناگهان به محیط سرد نروید بویژه با لباس کم، در طول روز از دمنوشهای مناسب مانند چای زنجبیل یا چای دارچین استفاده کنید، در صورتیکه ناچارید به محیطهایی بروید که احتمال آلودگی وجود دارد کمی سیاهدانه را بکوبید به همراه کمی زنجبیل در یک دستمال کاغذی یا پارچه تنیز پیچیده به داخل ماسک دولایه الصاق کنید و هر روز از آب مرکبات تازه مقداری میل کنید.

* معجون رضوی*

پوست هلیله زرد
شکر سرخ
مسطکی
از هر کدام 10 گرم پودر کنید و با 100 گرم عسل مخلوط نمایید و طبق دستور فوق الذکر میل کنید،

اگر به این بیماری مبتلا شدید علاوه بر انجام موارذ فوق و مواظبت از آلوده کردن دیگران و زدن مرتب ماسک یاد شده و گذاشتن بادکش وسیع کتف دو شب درمیان با خوردن جوشانده آنفولانزا طی سه روز تا یک هفته ان شاء الله درمان میشوید،

*جوشانده آنفولانزا *
پرسیاوش ۱۰ گرم
نیلوفر ۵گرم
تخم کاسنی ۵گرم
زرشک آبی ۵ گرم
عناب ۱۵گرم
گل سرخ ۵ گرم
پر سیاوش ۵ گرم
بادرنجبویه ۵ گرم
پنیرک ۱۵ گرم
ختمی ۱۰ گرم
بابونه ۱۰ گرم
آویشن ۱۵ گرم
پونه ۱۰ گرم

تمام مواد را مخلوط وباهم نیمکوب کرده، یک قاشق غذا خوری از مواد را با یک و نیم لیوان آب، ملایم بجوشانید تا یک لیوان باقی بماند بعد از صاف کردن یک قاشق از بذرهای: قدومه 20 گرم + تخم شربتی 20 گرم +بارهنگ 20 گرم +بالنگو 20 گرم؛
به آن اضافه کرده و بماند تا لعاب بدهد سپس با عسل مخلوط و میل نمایید،
(روزی سه تا پنج لیوان)»

8- سرماخوردگی نوزاد و اطفال: باید دقت کنید که این داروها همیشه قابل تجویز نیست و برای افرادی که منع استفاده دارند مانند زنان باردار یا شیرده، نوزادها، کسانی که به دلیل بیماری دیگری در حال استفاده از داروهای شیمیایی یا گیاهی هستند، باید بازنگری شود. با اینحال درباره درمان نوزاد دقت کنید که چند چیز مهم است. نخست این که دچار یبوست نباشد و اگر بود با خوراندن محلول ترنجبین در آب گرم، درمان شود. دوم این که داروها از طریق خوردن مادر و انتقال شیر به نوزاد می توانند تاثیرگذار باشند. سوم این که بخور محیطی باید همواره مراعات گردد. چهارم این که روغن مالی کردن مدام سر و بدن و گرم نگه داشتن محیط به شکلی که باعث تعریق شود، بی اندازه مهم است.

برای خردسال دستمان بازتر است و می توان داروها را با میزان خفیف تری استفاده کرد. گاهی برای درمان نهایی سرماخوردگی خردسالی که توانایی غرغره کردن ندارد، باید به او  مهوع خوراند تا استفراغ کند.

معمولاً کسانی که منع استفاده از داروها را دارند می توانند از روغن مالی کردن، استفاده از میوه ها یا آب آنها، استفاده از حمام آب گرم به شکل اصولی، بهره ببرند.

Advertisements
تفکر و سودای تغییر

تفکر و سودای تغییر

اشاره: اکبر جباری در شماره 79-78 سوره اندیشه، یادداشتی نوشته بود و سعی کرده بود در آن کلیات دیدگاههای خود را به صورت موجز بیان کند. من قبلاً به صورت ناخواسته و به دلیل ناآگاهی از اخلاقیات جباری و فضای مجازی، با او در فیس بوک منازعاتی پیدا کردم. این منازعات برای من حاصل چندانی نداشت. با این همه به دلیل درخواست دوستان سوره اندیشه، یادداشتی در پاسخ به متن فوق الذکر نوشتم. در طی مدتی که ماجرای جباری را فراموش کرده بودم، بسیاری از علاقه مندان و شاگردان جباری را از نزدیک دیدم. اغلب این افراد که انسانهایی فاضل و بسیاری محترم اند، به چرخش شگفت آور جباری اذعان داشتند و در عین حال تأکید می کردند که گفتگوهایی آنان با وی برای این که مشارالیه، کمی مسؤولیت در قبال این چرخش حس کند و لااقل آن را انکار نکند، بی نتیجه مانده است. علی ای حال این یادداشتی است که من صرفاً درباره وجه نظری تغییرات جباری نوشته ام و حتی الامکان وارد ابعاد اخلاقی او نشده ام. این یادداشت علی القاعده در صفحه بازتاب شماره 81-80 باید درج شده باشد.

مشاهده یادداشت اکبر جباری در شماره قبلی نشریه سوره اندیشه، پیش از هر چیز، نشانگر این بود که راقم این سطور در تحلیل‌های قبلی خود درباره او بی‌راهه نرفته است. اگر چه یادداشت پیش رو -که به سفارش نشریه سوره اندیشه نگاشته می‌شود- مقصودی جز یادآوری بعد نظری تغییر رویکرد جباری را ندارد، اما بی‌شک این معضل نظری، فقط بخشی از مسائل مربوط به رویکرد متأخر جباری است و بخش عمده‌ای از آن، مربوط می‌شود به نقض مسؤولیت اخلاقی وی در عدم اذعان به تغییرات نظری خود و این امری است که خود باعث ایجاد ابهامات فراوان برای مخاطبان سخنان او شده است. با صرف‌نظر از تفصیل دادن به این اشکال، صرفاً بر معضل نظری آرای اکبر جباری تمرکز می‌کنیم، معضلی که خواهیم گفت هم در گذشته وی و هم در اکنون او کمابیش حضور دارد.
نگارنده در یادداشت «پا در زمین فقه اصغر، سر در آسمان فقه اکبر» که با الهام از تفکر دکتر داوری اردکانی تحریر شده است، قبلاً درباره مبنای اشتباهی فراگیر در بین نخبگان ایرانی سخن گفته بود. آن یادداشت بیشتر نظر به مخاطبان مذهبی داشت و امید است روزی بتوان این موضوع را برای مخاطبان غیرمذهبی نیز قابل گفتگو کرد. مخاطبان غیرمذهبی نیز باید با عنایت به وضع فلسفه در جهان امروز که امکان ایدئولوژی سازی و هر گونه نظام سازی را از دست داده است، به این دقیقه توجه کنند که تلاش برای مدیریت جهان با اتکای بر فلسفه، هم فلسفه را از تفکر تهی می‌کند و «در بهترین حالت» آن را به ایدئولوژی مبدل می‌سازد و هم این که امکان مدیریتی واقع‌گرایانه و انضمامی را سلب و انسان‌ها را گرفتار رویکردی تخیلی، انتزاعی و حتی ویرانگر می‌سازد.
اکبر جباری، چه قبل از تغییرات و چه پس از آن، گرفتار خلطی است که من نام آن را خلط فقه اصغر، یعنی همه بایسته‌های فردی و اجتماعی عمومی انسان‌ها اعم از اخلاقی و قانونی و سیاسی و…، با فقه اکبر، یعنی همه یافتها و پرسش گری‌های نظری ما درباره عالم و آدم و… نامیده‌ام. ویژگی این مخالطت، که ناصواب بودن آن تاریخی و مربوط به اکنون ماست و نه لزوماً امری برای همه دورانها، این است که فردی بخواهد از یافته‌های نظری خود درباره حقایق عالم، فرمولی برای کنترل زندگی انسان‌ها، انسان‌هایی که آن یافت را ندارند، ترسیم کند. اگر چه که این کار در نگاه اول بسیار فریبنده جلوه می‌کند، اما اگر قرار باشد کسی این کار را بکند، باید نبی یا شبیه به آن باشد. فیلسوف، عارف، متفکر، شاعر بزرگ و… می‌تواند حدود عالم را به ما نشان دهد، می‌تواند برای تصحیح نسبت عالم و آدم تلاش کند و در شکل عالی خود، برای آیندگان راهگشایی داشته باشد. مسلماً نمی‌توان ادعا کرد که تصمیمات جزئی انسان‌های عادی بی‌ارتباط با این راهگشایی‌های کلان است؛ در واقع زندگی عادی و قواعد آن (فقه اصغر) باواسطه‌هایی، «کمابیش» قابل اتصال به تفکر هستند، اما فقه اکبر، هیچ‌گاه نمی‌تواند مستقیماً قواعدی برای زندگی وضع کند. حتی اگر چنین کند، چنان که افلاطون کرد، شاید قرن‌ها وقت بخواهد تا آن قوانین، پس از تحولات فکری و تاریخی، بستر مناسب خود را بیابند. (حتی قوانین افلاطونی هم هیچ‌گاه و در هیچ مدینه‌ای، عیناً اجرا نشد). بنابراین، بهتر است که متفکر، وضع تاریخی خود را درک کند و سودای «تغییر» را به زبان نیاورد و تمام توان خود را مصروف رویگردانی انسان‌های مستعد به سوی خورشید حقیقت سازد. هر آن زمانی که حقیقتی جدید آشکار شد، خودبخود انسان‌ها به سراغ تغییر صورت زندگی خود خواهند رفت. البته که این سخنان به این معنا نیست که فقه اصغر و زندگی روزمره ما بی‌اهمیت است. دست بر قضا اگر زمینه زندگی عادی اصلاح شود، چه بسا بستر بهتری برای متفکران و اهل نظر هم فراهم شود. آنچه باید بدان دقت داشت این است که حتی اگر کسی در هر دو حوزه صاحب رای باشد، منطقِ این دو حوزه را خلط نکند و حتی اگر مایل است در هر دو حوزه فعال باشد، (مثلاً همچون شیخ‌الرئیس) اجازه ندهد تا بین این دو مخالطت صورت گیرد. چنانچه گفته شد، کم توجهی به این امر، فقط به تخریب یک حوزه محدود نخواهد بود و هر دو وجه دیونیزوسی و آپولونی زندگی ما را تهدید می‌کند.
آیا منظور ما از این مقدمه این است که اگر کسی به نقد سنت بطور کلی و مثلاً سنت فقهی بطور خاص پرداخت، از وادی تفکر خارج شده است؟ مسلماً چنین چیزی مد نظر نیست. تفکر موضوع ندارد و تابع پرسش متفکر است. هر آن چیزی که برای کسی برجستگی بیابد، می‌تواند در نزد او به پرسش گرفته شود و راه تفکر درباره آن، پی گرفته شود. مسأله اینجاست که جباری، قبل از آن که کتابی که مدعیست در آن درباره فقه اصغر اندیشیده است، منتشر شود، گزارشی از آن و از انگیزه‌های خود از نگارش آن می‌دهد، که به هیچ شکلی نمی‌توان روی آن نامی جز مخالطت دو منطق فوق‌الذکر نهاد.
فی‌المثل وقتی جباری می‌گوید: «چه بسا یکی از مهم ترین علل ظهور و بروز همین دین گریزی نیز، همین سخن فقهی است» (این سخن را بارها در روزنامه‌ها نخوانده‌ایم؟)
وقتی تفسیری پروتستانی-اخوانی از اعراض مردم از مذهب ارائه می‌دهد، یا وقتی می‌گوید از نظر مردم در نتیجه تغییر احکام شرعی، «تاریخ سرزمینشان، تاریخ دروغ و خسران می‌شود. تاریخی که کلاه سرش گذاشته است و چیزهایی را که حرام نبوده، حرام کرده و فرصت لذت و تجربه آن را از او گرفته است.» (مشابه این تحلیل را همه روز از مردم عادی کوچه و بازار نمی‌شنویم؟)
وقتی گمان می‌کند پیشینیان در « همه تاریخ به اشتباه یا به عمد حلالی را حرام کرده بودند.» (اگر از سخنان او در فضای مجازی هم وام بگیریم، یعنی هر آن کسی که از نظر جباری حکم فقهی درست صادر نکرده است -و البته همین ادعا از نظر او نیازی به ارائه دلایل فقهی و ورود تفصیلی به یک بحث تخصصی فقه ندارد- یا برخلاف آنچه مؤمنان و صاحب‌نظران گفته‌اند، فردی بی‌اخلاق و فاسد و خائن است و یا در بهترین حالت فردی کودن و متعصب؛ و لابد نباید این پرسش را مطرح کرد که مگر امکانات تاریخی آن فقیه، چقدر می‌توانسته است از این طرح‌ها فراتر برود.)
وقتی فکر می‌کند با آموزش فلسفه دادن به یک کارگردان می‌تواند او را فیلسوف فیلم کند یا فیلمی حکیمانه(؟) محقق کند، یا با مرتبط شدن با سیاستمداران، بین سیاست و تفکر پلی بزند، وقتی بر این گمان است که می‌تواند در عصر کنونی فقهی بسازد که در خروجی آن لابد انسان‌هایی حکیم(؟) یا حداقل متخلق به اخلاق حسنه پدید بیایند، دیگر باید ابعاد این مخالطت عیان شده باشد.
یا وقتی دیگر سخنان مشابهی را بیان می‌کند که سخت برای مخاطب عام امروزی جذاب و مایه تشفی خاطر است، مخاطبی که گاهی دین را و گاهی قرائت جمهوری اسلامی را از دین عامل مشکلات روزمره خود می‌داند، این گمان به انسان دست می‌دهد که گویا نویسنده به درون فضایی عامیانه پرتاب شده است و سخنان ظاهراً فلسفی و عرفانی او، دستمایه‌ای شده‌اند تا مخاطب عام، که البته مشکلات او مهم هستند و دغدغه‌هایش محترم، به نحوی راضی شود. گویا جباری چنین احساس کرده است که به جادویی دست پیدا کرده است که می‌توان با آن، از طرفی حکیم شده و از طرفی قیمت نان و بنزین و… را اصلاح کرد. چیزی که «اگر بگذارند» اعمال شود، هم دین را خواهیم داشت و هم دنیا(غرب) را. چنین نگاهی، یک نگاه اتوپیستی مضمر است. این نگاه اتوپیستی خودبخود طالب ایدئولوژی است و می‌تواند مهیاگر ویرانی‌های بیشتری در زندگی انسان شود.
در واقع راه اشتباهی که امروز جباری می‌پیماید، همان راه اشتباهی است که قبلاً طی می‌کرد. تفاوتی بین اثبات ولایت‌فقیه با استفاده از آرای ابن عربی درگذشته و رد یکسره فقاهت در امروز او وجود ندارد. هر دو کار، (که هر دو به شدت تمایل به تجویزی شدن دارند) یک ریشه دارند. تفاوتی بین حمله به یک جناح سیاسی با استفاده از ادبیات بودریار در یک زمان و حمله به جناح مقابل با استفاده از ادبیات لکان در زمان دیگر نیست.
نه تنها بین این دو جباری تفاوت ریشه‌ای نیست؛ بلکه بین جباری و ابراهیم فیاض نیز تفاوت ریشه‌ای وجود ندارد. جباری فکر می‌کند می‌تواند از دل عرفان و فلسفه، فقهی بسازد که بدون ورود به مباحث تفصیلی فقه فعلیت یافته کنونی، زندگی مردم و دین و اخلاق و سیاست و تفکر و… را نجات دهد و فیاض می‌خواهد تا همه آن کارهایی را که جباری سودای آن را دارد به دست آورد، اما نه از دل فلسفه و عرفان که از دل فقه اصغر. جباری کوشش‌های خود را در فقه اکبر چنان عظیم می‌پندارد که بتواند منجی مردم عادی شود، فیاض مساهمت های فقها را چنان بزرگ می‌بیند که بتواند از فقه اصغر به اکبر برسد. هر چند در ظاهر، کارِ جباری وجیه تر به نظر می‌رسد، اما در اصل این هر دو یکی هستند. فیاض و جباری، هر دو فقه و فلسفه و عرفان خوانده‌اند. هر دو دغدغه «غرب‌زدگی»، «انحطاط» ایران و… را دارند. علاوه بر آن هر دو به مسائل روز سیاسی علاقه‌مند هستند. راقم این سطور که خود را هم دغدغه با آن دو می‌داند، نه منکر آگاهی یک دکترای فلسفه و شاگرد خوش‌شانس یکی از مفاخر گمنام تفکر در ایران، از فلسفه و عرفان است و نه منکر امکانات موجود در سنت علمی حوزویان، برای گذار از فقه اصغر به کلام شیعی، آن‌چنان که فیاض آرزو دارد. نگارنده فقط می‌داند تا زمانی که هر دو گروه از سودای خام دور زدن یکدیگر بیرون نیایند، راه هر نوع تفکری مسدود است. به عبارت بهتر، مخالطت فقه اکبر و فقه اصغر(که به معنای تاریخی کلمه اساساً به دنبال حجیت است و نه حقیقت) در اصل یک معضل فکری است و ناشی از تفسیر ناصواب بسیاری از حقایق. اما هر چه که باشد، مانعی بزرگ برای حل هر مسأله ای است، از تشکیک عرضی وجود گرفته تا قیمت نان. این مخالطت از هر طرف که صورت بگیرد جز به ایدئولوژیک شدن بیشتر و خرابی‌های فراوان و انسداد تفکر نمی‌انجامد.